مرتضى مطهري
221
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
مىخوردن من . . . : 21 . عطف به آخر نمرهء 18 ، گفتيم كه لازمهء اصل عليت عمومى اعتقاد به قضا و قدر است ، زيرا لازمهء عليت عمومى ، هم ضرورى شدن معلول به واسطهء علت و هم سنخيت معلول با علت و تقدر معلول به تقدير علت است . اكنون مىگوييم عمده در باب قضا و قدر علمى اين است كه قضاء علمى علم به نظام است ، نه علم به وقوع حادثه در وقت معين كيف ما كان . شاعر مىگويد : « مىخوردن من حق ز ازل مىدانست » . البته آنچه حق مىدانست علم به نظام است ، از آن جمله علم به مىخوردن او از راه علم به اراده و اختيار او ، و اساساً مبناى علم ازلى به مىخوردن علم به علل مىخوردن است كه از آن جمله اراده و اختيار شخص است . حاجى در باب علم بارى مىگويد : و الكل من نظامه الكيانى ينشأ من نظامه الربانى . 22 . رجوع شود به شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 619 ذيل خطبهء * ( « و ان علىّ من الله جنة حصينة فاذا جاء يومى انفرجت عنى » و تفسير المنار ، ج 7 ، ص 469 ، ذيل آيهء * ( و عنده مفاتح الغيب . ) * . 23 . در فجرالاسلام ، صفحهء 283 فصلى دارد تحت عنوان « القدرية او المعتزلة » . ابتدا مىگويد : از اولين مسائلى كه بر عقل بشرى طبعاً عرضه مىشود مسئلهء جبر و اختيار است . آنگاه مىگويد : . بحثهاى دينى در اين موضوع پيدا شد ، از آن نظر كه انسان از طرفى خود را حرّ و آزاد احساس مىكند و براى خود مسئوليت قائل است و مىداند اگر مانند پر در برابر باد بىاختيار باشد ثواب و عقاب و مسئوليت و تكليف معنى ندارد ولى از طرف ديگر فكر مىكند خداوند به همه چيز داناست و مىداند از چه كسى چه عملى ، خير يا شر ، صادر مىشود و به نظرش مىرسد چون چنين است پس هر فردى قدرت ندارد بر خلاف آنچه در علم حق گذشته است عمل كند ( گر مىنخورم علم خدا جهل شود ) . آيات جبر ، ر . ك : ص 218 و ص 233 : از اين جهت ميان جبر و اختيار مردد مىماند . اتفاقاً